تبلیغات
.: پوتین 87 :. - حبیب کربلا چگونه حبیب خدا شد

.: پوتین 87 :.

.: شهدا با قرآن مانوس بودند و نتیجه الفت با قرآن شهادت در راه خداوند است ... :.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ .: پوتین 87 :. خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

حجت‌الاسلام حسینی رنانی
حبیب کربلا چگونه حبیب خدا شد
امام حسین(ع) در روز عاشورا، حبیب‌بن مظاهر را به واسطه تجربه زیاد در جنگاوری، فرمانده سمت چپ لشکر کرد. حبیب در کنار دلاوری، از علم والایی نیز برخوردار بود، تا جایی که سیدالشهدا(ع) در نامه‌ای که به او نوشتند، او را از فقها شمردند.

حبیب بن مظاهر عالمی فقیه و عابدی شب زنده‌دار بود که هر شب قرآن را تا به صبح ختم می‌کرد، به خاطر همین همراه نمودن علم و عمل از بصیرتی عمیق برخوردار بود که باعث نشد در آن امتحانات سهمگین بعد از رحلت رسول خدا(ص) و واقعه صفین و نهروان و جمل از صراط مستقیم دور شود، علاوه بر این «حبیبِ» کربلا، سجایای دیدنی دیگری هم دارد که حجت‌الاسلام سیدحبیب حسینی رنانی محقق و پژوهشگر دینی به توصیف این ویژگی‌ها می‌پردازد:

 

 

*زهد و دوری از شیفتگی دنیا

قرآن کریم می فرماید: «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقین»، (آرى،) این سراى آخر تو را (تنها) براى کسانى قرار مى‏دهیم که اراده برترى‏جویى در زمین و فساد را ندارند و عاقبت نیک براى پرهیزگاران است!

هرگونه برتری طلبی و شیفتگی به دنیا سر از ضلالت و گمراهی در می‌آورد، تنها کسانی به سعادت در دار آخرت موفق می‌شوند که دنبال برتری طلبی در این دنیا نباشند و فقط در فکر بندگی و اهل فروتنی و خاکساری باشند و پسر مظاهر، چنین بود. نه عاشق حکومت ری بود و نه در اشتیاق سروری کردن و جمع ثروت می‌سوخت. لذا هیچ روزنه‌ای برای شیطان و شیطانیان برای نفوذ در وجود خود نگذاشته بود.

از این رو نه با عدالت‌ورزی‌های مولایش علی(ع) مشکلی پیدا کرد، آن گونه که برخی بزرگان قبیله مسلمین مشکل پیدا کردند و نه یزیدیان توانستند با پیشنهاد حکومت ری و ثروت و شهوت او را از عشقش حسین(ع) جدا کنند. چنانچه در تواریخ در مورد او ذکر شده که: «او حلال و حرام الهی را رعایت می‌کرد، زندگی پاک و ساده‌ای داشت، آن قدر به دنیا بی‌رغبت بود و زهد را، سرمشق زندگی خود قرار داده بود که هر چقدر به او پیشنهاد امان و پول فراوان شد، نپذیرفت و گفت: «ما نزد رسول خدا(ص) عذری نداریم که زنده باشیم، و فرزند رسول خدا(ص) را مظلومانه به قتل برسانند».

*دلسوزی و مهربانی

این پیر عارف از آن دسته افرادی نبود که فقط به فکر خویش هستند و سعادت یا شقاوت دیگران برای او اهمیتی نداشته باشد. بلکه دلسوز و نگران عاقبت بندگان خدا بود. بسیار تلاش می‌کرد تا مردم را از چنگ شیطان و جهالت و نفس پرستی نجات دهد و به رکاب امام سعادتمندان و رستگاران برساند. از این رو در جای جای واقعه عاشورا از هر فرصتی برای نصیحت و موعظه کردن کوفیان استفاده می‌کرد. چنانچه قبل از عاشورا به سراغ گروهی از قبیله بنی‌اسد که در نزدیکی کربلا ساکن بودند، رفت و تلاش کرد تا ایشان را به سپاه سیدالشهدا وارد کند. همچنین در عصر تاسوعا و صبح عاشورا برای کوفیان صحبت کرد و نصیحتشان کرد. حتی اگر پیکی از طرف دشمن می‌آمد از همین فرصت استفاده و او را نصیحت می‌کرد.

*غیرت دینی حبیب بن مظاهر

یکی از خصوصیات بارزی که در شخصیت حبیب به خوبی نمایان است داشتن غیرت دینی زیاد است، از مجاهدت‌ها و تلاش‌هایی که حبیب در طول عمر برای دفاع از حریم دین و ولایت کرده، می‌توان به وجود غیرت دینی در شخصیت این رادمرد بزرگ پی برد، چنانچه در نامه امام حسین(ع) به ایشان، همین خصلت نیکوی حبیب ذکر شده و برجسته گردیده است. آنجا که فرمود: «از حسین پسر علی ابن ابیطالب(ع) به مرد فقیه، حبیب ابن مظاهر، اما بعد، ای حبیب! تو خویشاوندی ما را با رسول خدا(ص) خوب میدانی و ما را بهتر از دیگران می‌شناسی تو انسانی آزاده و غیرتمندی هستی».

*شجاعت و دلیری حبیب بن مظاهر

در روز عاشورا امام حسین(ع) به واسطه دلیری و تجربه زیادی که در جنگاوری داشت او را فرمانده سمت چپ لشکر خود کرد، در واقع بازوی عملیاتی حضرت بود، آن قدر بلند مرتبه بود که در جنگ‌های تن به تن برخی از لشکریان دشمن خواهان جنگیدن با او بودند تا از این راه برای خود شرافت و افتخاری کسب کنند، چرا که یکی از قواعد جنگ‌های عرب این بود که بزرگان باید با بزرگان می‌جنگیدند و الا اگر با گمنامان می‌جنگیدند و شکست می‌خوردند مایه ننگ و سرشکستگی ایشان می‌شد.

در شجاعت او همین بس که هر کس او را به جنگ می‌طلبید می‌رفت و از جنگیدن با هیچ کس ترس و واهمه نداشت، در مورد کیفیت شهید شدن این بزرگ مرد الهی، نوشته‌اند که قبل از کشته شدن جنگ عظیمی کرد و با وجود اینکه کهولت سن داشت و در هفتاد و پنج سالگی به سر می‌برد، شصت و دو نفر از افراد دشمن را به هلاکت رسانید و سپس با محاصره شدن توسط دشمن به شهادت رسید.

*علم و معرفت حبیب بن مظاهر

یکی از خصوصیات بارز پسر مظاهر علم و آگاهی فراوان او است تا جایی که حضرت سید الشهدا(ع) در نامه‌ای که به او نوشتند او را از فقها شمردند و کسی که برگه و مهر فقهاتش را از امام(ع) گرفته باشد، حساب و جایگاهی دیگر دارد.

برای اینکه کسی بتواند فقیه باشد و احکام الهی را از منابع دینی استخراج کند، لازم است در علوم مختلفی مانند حدیث و تفسیر و ... متبحر باشد. لذا با مهر فقاهتی که حضرت سید الشهدا(ع) به پیشانی حبیب زده، می‌توان به تبحر او در علوم مختلف پی برد،. چنانچه برخی از بزرگان در مورد او معتقدند که: او در جمیع علوم و فنون، همچون فقه، تفسیر، قرائت، حدیث، ادبیات، جدل و مناظره تبحر داشت تا آنجا که مایه اعجاب و شگفتی دیگران بود.

پسر مظاهر، آنچنان در محضر حضرت علی(ع) شاگردی کرد و تربیت شد که از اصحاب سر و خاص حضرت علی(ع) شد تا جایی که اسم او را در ردیف رُشید هجری، کُمیل بن زیاد نخعی، میثم تمار و ... ذکر می‌کنند و از جمله افرادی است که از دست پر کرامت حضرت علی(ع) به علوم اسراری و خاصی مانند «علم منایا و بلایا» رسید.

علم منایا و بلایا علمی است که به کمک آن می‌توان از مدت عمر افراد و امتحاناتی که خدا از افراد به واسطه بلاها و نعمتها می‌گیرد و اتفاقات و حوادث گذشته و آینده خبردار شد. در ادامه به نمونه‌ای از آگاهی و علم حبیب به وقایع آینده اشاره می‌‌کنیم:

*نمونه‌ای از علم و آگاهی حبیب بن مظاهر از وقایع آینده

«میثم تمار در حالی که بر اسب خود سوار بود، در حال عبور بود که حبیب بن مظاهر اسدی او را استقبال کرد؛ آن قدر به هم نزدیک شدند که گردن اسب‌هایشان به هم چسبید، سپس حبیب گفت: گویا می‎بینم شیخی را که جلوی سرش مو ندارد و شکمی بزرگ دارد و نزدیک «دارالرزق» کدو می‎فروشد؛ او را به سبب محبت به اهل‎بیت پیامبرش به صلیب و دار آویخته‎اند. همانگونه که بر چوبه دار است، شکمش را پاره می‎کنند.

پس میثم گفت: و البته من خود بهتر می‎دانم مردی سرخ و سفید را که دو لگام به دهان او زده می‎شود. او برای یاری فرزند دختر پیامبر(ص) خارج می‎شود، پس کشته می‎شود، و سر او را در کوفه می‎گردانند. سپس هر دو از یکدیگر جدا شدند.

کسانی که سخنان ایشان را شنیدند، گفتند: تا به حال دروغگوتر از این دو مرد ندیده‎ایم. فضیل گفت: هنوز جلسه به هم نریخته بود که «رُشَید هجری» سر رسید و سراغ میثم و حبیب را گرفت. مردم گفتند: آن دو از هم جدا شدند و ما شنیدیم که آن‌ها چنین و چنان می‎گفتند. رُشید گفت: خداوند میثم را رحمت کند. او (نکته‎ای را) فراموش کرد و خود افزود که برای کسی که سر حبیب را بیاورد صد درهم پرداخت خواهد شد. سپس پشت کرد و رفت. آن گروه گفتند: به خدا قسم این از همه آن‌ها دروغگوتر است. گزارشگر این واقعه می گوید: دورانی کوتاهی نگذشت که خودم دیدم میثم را در باب «عمرو بن حریث» به دار آویختند و همچنین سر حبیب که با حسین(ع) کشته شده بود آورده شد و خود دیدم که هر چه گفتند همان شد.

و حبیب بن مظاهر از آن دست راویانی است که چنین بهره‌های بلند را از محضر اهل بیت(ع) برده است، اگر چه متأسفانه روایات زیادی از ایشان در منابع دینی نقل نشده است، اما اگر تنها یک روایت هم از ایشان در باب معارف عمیق ولایی نقل شده باشد برای استفاده مطلب فوق کافی است، چنانچه از ایشان نقل شده که از حضرت سیدالشهدا(ع) می‌پرسند: «أَیَّ شَیْ‏ءٍ کُنْتُمْ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ آدَمَ»؛ شما اهل بیت قبل از خلقت حضرت آدم چه چیزی بودید؟

این سؤال بلند بیانگر اطلاع ایشان از بودن اهل بیت(ع) قبل از خلقت آدم است، امام حسین(ع) هم که قابلیت و ظرفیت لازم را در او می‌بیند، صریح و شفاف، جواب عمیقی به او می‌دهد و کار را به تقیه نمی‌کشانند و می‌فرمایند: «کُنَّا أَشْبَاحَ نُورٍ نَدُورُ حَوْلَ عَرْشِ الرَّحْمَنِ فَنُعَلِّمُ الْمَلَائِکَةَ التَّسْبِیحَ وَالتَّهْلِیلَ وَالتَّحْمِیدَ»، ما شبه‌هایی از نور بودیم که اطراف عرش خداوند رحمان می‌گشتیم، پس ما به ملائکه تسبیح و تهلیل و ستایشگری را یاد می‌دادیم.

لذا حبیب بن مظاهر در امام شناسی پیشرفت زیادی کرده بود و به حکمت و خیر کثیری که در قرآن بیان شده رسیده بود. از این رو حضرت سید الشهدا(ع) در نامه به ایشان چنین می‌فرمایند: «مِنَ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ بنِ أبی طالبٍ إلى الرَّجُلِ الفَقیهِ حَبیبِ بنِ مُظاهِر...»

*سیره عبادی حبیب بن مظاهر

حبیب بن مظاهر هم عالمی فقیه و امام شناس بود و هم اهل عبادت وشب زنده‌داری و سحرخیزی. همانند موالیان خودش عابد و عارف شب بود و مجاهد و شیر روز.

در بیان اوج عبادت ایشان همین بس که حضرت سید الشهداء(ع) پس از شهادت او و در کنار بدن غرق به خونش فرمود: «یَرحَمُکَ اللّهُ یا حَبیب، لَقَد کُنتَ تَختُمُ القُرآنَ فی لَیلَة واحِدة وأَنتَ فاضِل»، خدا تو را رحمت کند ای حبیب! همانا تو تمام قرآن را در یک شب قرائت می‌کردی و تو انسان فاضلی بودی.

در فضیلت حبیب بن مظاهر گفته شده که تمام قرآن را از اول تا آخر حفظ بود و لذا با حفظ قرآن و با قرائت هر شبه آن، قرآن با گوشت و پوستش عجین شده بود. قرآنی که سرچشمه معارف و علوم و مایه شفا و رستگاری انسان‌ها است.

*بصیرت حبیب بن مظاهر

نتیجه علم و معرفت حبیب و بندگی و عبادت‌های ایشان در طول عمر این بود که از امتحانات و پرتگاه‌های سختی که برای مسلمانان پیش آمد و بسیاری در آن‌ها هلاک شدند، او جان سالم به در برد و توانست همیشه بر صراط حق قدم بردارد و نلغزد. چرا که هم علمی را داشت که چراغ و دلیل است و هم عمل و تقوایی را داشت که به تعبیر قرآن فرقان و قوه تشخیص را به انسان هدیه می‌دهد.

به همین خاطر در ارتدادی که برای عامه مردم بعد از رحلت رسول خدا(ص) پیش آمد و از وجه خدا، امیرالمؤمنین(ع) روی برگرداندند، او ثابت قدم و استوار بود و دست از اعتقاد به مولای خود بر نداشت. همچنین با بصیرتی که داشت نه در فتنه های معاویه در صفین لغزید و نه جزو مرتجعین و متعصبین خوارج نهروان درآمد و نه با فتنه‌گران جمل همراهی کرد بلکه همیشه با میزان و محور حق، علی بن ابیطالب(ع) همراه و همنوا بود.

بعد از اینکه در شهادت مولایش به سوگ نشست، سرباز و همراه امام خود حضرت مجتبی(ع) بود و آن موقع که حضرت دستور جنگ داد جنگید و آنگاه که به ناچار صلاح کار را در صلح دید، سر به حکم حضرت نهاد و تسلیم بود. نه وعده‌های فریب دهنده معاویه که بسیاری از سران لشکر حضرت را زمین زده بود او را زمین زد و نه مثل خوارجیان جاهل بود که به صلح حضرت اعتراض و بی ادابی نماید. آری او خوب حق و میزان حق را شناخته و به آن ایمان آورده بود لذا همیشه با امام و برای امام بود تا فانی و شهید راه امام هم شد.

شجاعت و بصیرت و وفاداری او را در رجزی که موقع جنگ خوانده می توان به وضوح نظاره کرد. آنگاه که این پیر فرزانه با چهره‌ای منور از نور عبادت و قرآن به میدان می تاخت و فریاد می‌زد:

انَا حَبیبٌ وَأبی مُظَّهَرْ/ فارِسُ هَیْجاءٍ وَلَیْثُ قَسْوَرْ

من حبیبم و پدرم مظاهر است/ یکه سوار عرصه نبرد و جنگ فروزان.

أَنْتُمُ أَعَدُّ عُدُّةً وَأَکْثَرْ/ وَنَحْنُ فی کُلِّ الاُمورِ أَجْدَر

شما مجهزتر هستید و فزونتر هستید/ ولی ما در تمام کارها از شما سزاوارتریم.

وَنَحْنُ أَوْفی مِنْکُمُ وَأَصْبَرْ/ وَنَحْنُ أَعْلی حُجَّةً وَأَظْهَرْ

ما از شما با وفاتر و بردبارتر هستیم/ با دلیلی برتر و آشکارتر

حَقّا وَأَتْقی مِنْکُمُ وَأعْذَرْ/ المَوْتُ عِنْدی عَسَلُ وَسُکَّرْ

ما بـرحق هـستیم و نزد خدا معذور/ مرگ نزد من همانند شهد و عسل است.

مِنَ البَقاءِ بَیْنَکُم یا خُسَّر/ أَضْرِبُکُم وَلا أَخافُ المَحْذَرْ

بـه جـای مـانـدن مـیان شما، ای زیانکاران/ ضربتی سخت بر شما فرود آورم و از چیزی هراس ندارم.

درود و رحمت خدا بر این عارف مجاهد که عمری با برکت داشت و سربازی پاکباخته برای ولایت و امامت بود و با استمداد از ایشان به درجات عالی رشد و بندگی نائل شد.

والسلام علیه یوم ولد ویوم یموت ویوم یبعث حیا.

منبع : فارس نیوز




طبقه بندی: جهان اسلام، ماه محـــرم،

[نوشته شده توسط : سازنده سرسره آبی ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه